Ù…ÛŒ دونم Ú©Ù‡ خیلی دیر شده . Ù…ÛŒ دونم Ú©Ù‡ خیلی زود تر از اینا باید اینو Ù…ÛŒ نوشتم.در گیر Ùˆ دار درس Ùˆ Ø§Ù…ØªØØ§Ù† ØŒ Ùˆ اتÙ�اقات خوب هیجان انگیز بعد از Ø§Ù…ØªØØ§Ù† غرق بودم . ببخشید Ú©Ù‡ زود تر از این ننوشتم. ØÙ‚یقت اینه :
اومدم خداخا�ظی کنم . از همه شما که وبلاگ من رو می خوندین ،که هیچ وقت ن�همیدم چرا می خونین.در هر صورت متشکرم.
وبلاگ Ù…ÛŒ تونه چیز خارق العاده ای باشه. Ù…ÛŒ تونه یه جایی باشه برای ØØ±Ù�هایی Ú©Ù‡ هیچ جای دیگه جاشون نیست . یه دنیای کامل Ú©Ù‡ با بقیه به اشتراک Ù…ÛŒ ذاری. یه زندگی ØŒ وبلاگ دÙ�تر خاطرات نیست ØŒ ØØ¯Ø§Ù‚Ù„ برای همه نیست ØŒ دÙ�تر خاطراته برای آدمایی مثل ما ØŒ Ú©Ù‡ Ù…ÛŒ خوان خونده بشن ØŒ Ù…ÛŒ خوان شناخته بشن ØŒ تا بتونن بهتر ØÙˆØ¯Ø´ÙˆÙ† رو بشناسن.
وبلاگ Ù…ÛŒ نویسی ØŒ ØØ±Ù�اتو Ù…ÛŒ زنی ØŒ خالی Ù…ÛŒ Ø´ÛŒ ØŒ Ù�کراتو Ù…ÛŒ نویسی ØŒ نطر آدمای دیگه رو Ù…ÛŒ بینی ،و این واقعاً چیزیه Ú©Ù‡ همه عمر شاید دنبالش Ù…ÛŒ گشتم . ولی وبلاگ نتونست برای من خوب باشه . ØØ¯Ø§Ù‚Ù„ این وبلاگ . وبلاگی Ú©Ù‡ از روزی Ú©Ù‡ توش شروع به نوشتن کردم ØŒ Ù…ÛŒ دونستم Ú©Ù‡ کسایی Ù…ÛŒ خوننش Ú©Ù‡ هر روز ØŒ به قولی چشممون تو چشم هم Ù…ÛŒ اÙ�ته. راستشو بخواین هیچ وقت Ø§ØØ³Ø§Ø³ امنیت نکردم. Ùˆ Ø§ØØ³Ø§Ø³ امنیت ØŒ تنها مزیت وبلاگه به روزنامه نگاری. شاید هیچ وقت اونطوری Ú©Ù‡ باید ØŒ از وبلاگم لذت نبردم. وبلاگ هم شد یه روزمرگی جدید در کنار روزمرگی های قبل. وبلاگ شد ØØ±Ù�هایی برای خالی نبودن عریضه. چون ØØ±Ù�های واقعی Ù… ØŒ پشت دیوارهای قطور ترس Ùˆ خود سانسوری مدÙ�ون Ù…ÛŒ شد. وبلاگ شد یه صÙ�ØÙ‡ عادی از بیشمار صÙ�ØØ§Øª این دنیای WWW... Ùˆ این مبتذل ترین اتÙ�اقی بود Ú©Ù‡ Ù…ÛŒ تونست بیÙ�ته. هیچ وقت نتونستم ØØªÛŒ برای خودم هم اعتراÙ� کنم Ú©Ù‡ از وبلاگم بدم Ù…ÛŒ آد.جایی Ú©Ù‡ نوشته های مبتذل روز مره مو توش به بقیه عرضه Ù…ÛŒ کردم . Ùˆ این کار توهین بود. Ùˆ چاره ای هم نداشتم واقعاً. سخته خیلی Ú©Ù‡ آدم ØØ³ کنه این دور Ùˆ بری ها ØŒ همکلاسیها ØŒ دوستها ØŒ آشناها ØŒ خواهر ها ØŒ برادر ها ØŒ نزدیک ها ØŒ دورها ØŒ همه شون همه چیز رو در باره آدم بدونن. Ø¨ØØ« اصلاً اعتماد داشتن Ùˆ نداشتن نیست ØŒ Ø¨ØØ« .... خودم هم درست نمی دونم چیه. Ù�قط Ù…ÛŒ دونم من آدمی نبودم Ú©Ù‡ بتونم ادامه بدم.
آدمها برام سه دسته ان :
دسته اول: نزدیک نزدیک نزدیک نزدیک ØŒ Ú©Ù‡ به طور مطلق هر Ú†ÛŒ تو دلته بو Ù…ÛŒ شه بهشون بگی . هر Ú†ÛŒ دلت Ù…ÛŒ خواد . هیچ ØØ¬Ø§Ø¨ÛŒ معنی نداره . این دسته تعداد اعضاش بین صÙ�ر Ùˆ یک متغیره ØŒ ولی همونطور Ú©Ù‡ ممکنه کسی وارد این ØØ±ÛŒÙ… بشه ØŒ همونطور هم امکان داره Ú©Ù‡ از این ØØ±ÛŒÙ… خارج شه .
دسته دوم : Ú©Ù‡ یه Ø·ÛŒÙ� رو شامل Ù…ÛŒ شه: نزدیک نزدیک - نزدیک -آشنا -دور. این دسته Ú©Ù‡ اکثریت کسایی Ú©Ù‡ وبلاگ من رو Ù…ÛŒ خوندن شامل Ù…ÛŒ شه ØŒ عجیب ترین دسته س. دسته ای Ú©Ù‡ آدمها تو رو Ù…ÛŒ شناسن ØŒ ØØªÛŒ بعضی ها دوست نزدیکن ØŒ خیلی نزدیک ØØªÛŒ ØŒ ولی ØØ¬Ø§Ø¨ ها وجود داره . خجالتها ØŒ ترسها ØŒ آدمهایی Ú©Ù‡ Ù…ÛŒ شناسنت ØŒ ولی اونقدری نزدیک نیستن Ú©Ù‡ بتونی در برابرشون همه پرده ها رو کنار بزنی . کسایی Ú©Ù‡ هر روز چشمتون تو چشم هم Ù…ÛŒ اÙ�ته ØŒ Ùˆ در کنار هم زندگی Ù…ÛŒ کنید .
دسته سوم: دور دور دور Ú©Ù‡ ØØªÛŒ اسمم رو هم نمی دونن ØŒ ØØªÛŒ قیاÙ�Ù‡ Ù… رو هم ندیدن ØŒ Ùˆ Ø§ØØªÙ…الاً هیچ وقت هم نخواهند دید ØŒ Ú©Ù‡ براشون واقعاً وجود عینی ندارم ØŒ این دسته Ú©Ù‡ عبارت باشند از اکثریت بسیار قریب به اتÙ�اق مردم دنیا ØŒ "من " رو قضاوت نمی کنن. یه آدم رو قصاوت Ù…ÛŒ کنن. من با اونا برخورد روزمره ندارم ØŒ Ùˆ Ù…ÛŒ تونم براشون یه آدم باشم. Ù�قط یه آدم . بدون اسم Ùˆ چهره Ùˆ جنسیت Ùˆ ملیت. با اینا خیلی Ø±Ø§ØØªÙ…. این ترس تاریخی Ú©Ù‡ هیچ وقت دلیلش رو ندیدم ولی میبینم Ú©Ù‡ تو گوشت Ùˆ خون همه مون وجود داره ØŒ ترس از آشکار شدن ØŒ کنار زدن پرده ها ØŒ در باره این آدمها هیچ Ù…Ù�هومی نداره . علتش هم واضØÙ‡ . در برخورد با این آدمها ØŒ عملاً هیچ پرده Ùˆ ØØ¬Ø§Ø¨ÛŒ کنار زده نمی شه. Ù…ÛŒ تونم خصوصی ترین راز هامو به اونا بگم . Ù…ÛŒ تونم از هر Ú†ÛŒ دلم Ù…ÛŒ هواد با اونا ØØ±Ù� بزنم .چون اونها در عمل چیزی از "من " نخواهند دونست. Ù�قط یک" آدم" ØŒ یکی از میلیاردها آدم روی زمین خواهم بود .. اینه اون جذابیت خیره کننده وبلاگ . ØØ±Ù� بزنی ØŒ هر Ú†ÛŒ تو دلته رو بریزی بیرون ØŒ Ùˆ هیچ کس نتونه به خاطر ØØ±Ù�هات باز خواستت کنه . چون کسی Ú©Ù‡ ØØ±Ù�هاتو Ù…ÛŒ خونه ØŒ با اینکه درونی ترین لایه های زندگی تو Ù…ÛŒ شناسه ØŒ هیچ وقت صورتت رو نخواهد دید ØŒ هیچ وقت اسمت رو نخواهد دونست ... اینه اون دنیای جادویی مسØÙˆØ± کننده وبلاگ . اینه اون چیزی Ú©Ù‡ از وبلاگ Ù…ÛŒ خواستم ØŒ Ùˆ ØØ§Ù„ا Ù…ÛŒ خوام بهش برسم . اونقدری شجاع نیستم Ú©Ù‡ ØØ±Ù�هامو بلند Ù�ریاد بزنم ( هرچند Ù�کر نمی کنم مسئله Ù�قط شجاعت باشه ) ØŒ Ùˆ اونقدر هم ØØ±Ù� دارم Ú©Ù‡ ØØ³ کنم اگه Ù†Ú¯Ù… Ø®Ù�Ù‡ Ù…ÛŒ شم . اینه Ú©Ù‡ تصمیم گرÙ�تم از دنیای روزمره وبلاگ ØŒ وارد دنیای جادویی وبلاگ شم . مثل یه قطره وسط دریا Ú¯Ù… شم ØŒ برم زیر آب ØŒ ولی از اون زیر Ù�ریاد بزنم . مثل وقتایی Ú©Ù‡ تو دبستان ØŒ با مقنعه جلو دهنم رو Ù…ÛŒ گرÙ�تم ØŒ Ùˆ بعد داد Ù…ÛŒ زدم . صدای دادم همه رو کر Ù…ÛŒ کرد ØŒ ولی کسی نمی دید کیه Ú©Ù‡ داره داد میزنه . ( نگید Ú©Ù‡ خیلی ساده Ù…ÛŒ شد پیدام کرد ØŒ اینو خودم هم Ù…ÛŒ دونستم ØŒ در ضمن ØŒ اون موقع Ù�قط Ù‡Ù�ت سالم بود )
الان دارم Ø®Ø¯Ø§ØØ§Ù�ظی Ù…ÛŒ کنم ØŒ از جایی Ú©Ù‡ به من Ú©Ù…Ú© کرد از کوه بالا برم ØŒ Ùˆ ببینم Ú©Ù‡ بالای کوه ابره ØŒ ØØ§Ù„ا Ù…ÛŒ خوام ابرها برن کنار ØŒ Ùˆ من تصمیم بگیرم ،ابرها رو بزنمد کنار ØŒ Ùˆ اون بالای بالای کوه ØŒ بدون هیچ ابری Ú©Ù‡ جلوی دیدم رو بگیره ØŒ روشن Ùˆ آروم همه چیز رو ببینم . Ùˆ زندگی کنم .
می نویسم ، ولی این بار �قط برای دسته سوم آدمها ، کسایی که صدامو می شنون ، ولی براشون �رق نمی کنه این صدا از کی بیرون اومده باشه .
از همه تون ممنونم Ú©Ù‡ تا ØØ§Ù„ا به ØØ±Ù�های گوش کردین ØŒ Ùˆ ØØ±Ù�هاتونو زدین ØŒ از همه تون ممنونم . Ø®Ø¯Ø§ØØ§Ù�ظ .
